بیانه تحریم جشنواره فجر

بیانیه چیستآرت در تحریم جشنواره فجر

تحریم جشنواره فجر درد، نام خانوادگی ماست چیستآرت مصییت‌های انسانی اخیر، اعم از جان باختن ۱۷۶ قربانی شلیک به هواپیمای مسافربری، ارتحال بیش از ۵۰ تن از هم‌وطنان‌مان حین تشییع سردار سلیمانی در کرمان و شهادت رشیدترین جوانان‌مان در جریان سرکوب اعتراضات آبان را به خانواده‌ی بزرگ ایران تسلیت عرض می‌کند. دولت در ادامه‌ی سرکوب‌های…

فرخی یزدی سانسور ادبی

آنچه خوبان همه دارند، تو یک‌جا سانسور

سانسور ادبی تاملی بر مناسبت‌های ملی/میهنی بهدین اروند سوای بحث‌های زبان‌شناسیک در مورد ریشه‌ی لاتین سانسور، این واژه از روز نخست نماینده‌ی نوعی دیکته‌ی اخلاقی/سیاسی/مذهبی بوده و بالتبع مفهومی از دیکتاتوری‌های تمامیت‌خواه را به ذهن متبادر می‌کند؛ اما تصورِ عمومی سانسور را «ممیزی و تفتیش مطبوعات و مکاتیب و ادبیات» می‌داند که برای ایرانیان تصوری…

روزنامه کیهان

پاییزه‌ی کتاب در خزان پدرسالار

اعتراضات ۹۸ بهدین اروند اعتراضات ۹۸ در پاییزی که هنوز حکم نیما صفار، بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن نشکسته، در‌حالی‌که کانون نویسندگان ایران برگزاری یادمان دادخواهانه‌ی بیست‌ویکمین سالگرد‌ محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را برای ۱۶ آذر تدارک می‌دید، به‌ناگاه موج گرانیِ بنزین و تحولاتِ اخیر همه‌چیز را از رصد خارج کرد؛…

حداد عادل طیبه ماهرو

حداد عادل : JUST DO IT

حداد عادل طیبه ماهرو بهدین اروند هشدار:متنِ زیر حاویِ دو لطیفه، چند آیا، یک مزنه و چندتایی –هم- خطِّ ربطِ خاله‌زنکانه است چند وقت پیش یک جُک کوتاه خواندم به این مضمون که: «بدون توجه به رشته‌ی قبلی خود و بدون نیاز به مطالعه‌ی دروس لیسانس، فوق‌لیسانس بگیرید!» گفتم: «برووو…» دیدم یک ‌آقایی به اسم…

جشنواره

یادداشتی بر چندواره از جشنواره

جشنواره بهدین اروند واره‌ی اول آنتوان چخوف‌هایی که با من دویده‌اند اصرار داشتم این یادداشت را خودم بنویسم؛ من در دوازده سالگی، در اولین جشنواره داستانی که شرکت کردم، در یک دوئل ناجوانمردانه با آنتوان چخوف، جوری شکست خوردم که تا سه سال جرئتِ نوشتن پیدا نکردم؛ رفتم پی فوتبال، پی نقاشی، پی ترانه، پی…

اسب تروا

دروغ می‌گویم، پس هستم.

«هوالراوی» محمدهادی سالارورزی گویند لوحی ست در اعماقِ زمان و مکان، منقوش به رازِ هستی. آنکه خواند خدا شد.«تراز الابراز» سه. تقلید را نکوهیدن نفیِ زندگی است. حرکت، بارزه‌ی اساسیِ هستی، همانقدر حاملِ تغییر است که آبستنِ تکرار. اتم تا کیهان چنان مکررند که می‌کوشیم در چند علامت خلاصه‌شان کنیم. هیچ بدیعی هم بی‌تقلید ممکن…

سقوط ایکاروس

از این همه دریچه

بهدین اروند زندگی به من آموخته که کمال در هر فن، نوعی دیدگاه و جهان‌بینی به صاحبِ فن می‌بخشد؛ نجارانِ بسیاری را دیده‌ام که دنیا را درختی زنده می‌پندارند و ما را “موریانه‌ای در میانِ تنه‌ای پوک که خواب می‌بینیم خدا مرده است”. از پیرزنان بسیاری شنیده‌ام که: این دوکِ نخ‌ریسی برای چرخیدن به دستانِ…

کانون نویسندگان ایران

تلاش می‌کنیم شبیه شویم.

دو یادداشت بی‌مناسبت: نیما صفار در بحثی، پرسشی مطرح شد تحت عنوان: “چرا کانون نویسندگان یادمان درگذشتگان را مهم‌تر از پرداختن به قربانیان ِحاضر ِبیان می‌داند؟” به طور مشخص به “گلرخ ایرائی” اشاره شد که به خاطر داستانی منتشر نشده هفت سال حبس گرفته و این سوأْل: “دیگر مرتبطتر از این مورد به نوشتن چیست؟…

کانون نویسندگان ایران

«نیم قرن چیه اخوی؟ به سال بگو! بگو پنجاه!»

دو یادداشت بی‌مناسبت: نیما صفار برای من که به عدد، سه ماهی بیشتر از کانون تن توی این ایران و جهان کشیده‌ام، نیم قرنگی درک هیچ است و دَرَک و چند صباحی جا دادن در صف مرگ به دیگران تا اطّلاع ثانوی. امّا وقتی نامی طنین پرطمطراق «کانون نویسندگان ایران» را داشته باشد، نیم قرنگی…